دیدن آدمای باحال، خیلی به آدم حال میده. مخصوصا جایی که توقع دیدن این جور افراد نمیره. مثل راننده مشتی و باصفای اتوبوس اصفهان – تهران که امروز باهاش اومدم. این راننده عزیز، اول کار و از پشت میکروفن اتوبوس کلی با مسافرا حال و احوال و خوش و بش کرد. اولشم خیلی ادبی شروع کرد که ورود شما مسافران را به این اتوبوس خوش آمد میگویم و اینجیزا ولی بعد خودمونی شد تا آخرش که بعد حرفاش یهو گفت: با تشکر؛ شرکت رویال سفر:))
روحیه مسافرا تازه شد کلی. خدا خیرش بده.
این مدت یا بعد از ظهرا راه افتادم یا نصفه شد که بیشتر مسیر به خواب و استراحت میگذشت. اما ایندفعه صبح حرکت کردم و کلی از نظر مطالعاتی جلو افتادم:) و طبیعتا این مطالعات غیر درسی بودن
البت با روندی که صنعتی اصفهان و استاداش دارن، فک کنم دیگه تو راه هم باید بشینم به درس خوندن!!!
یه بخشی از مسیر، خاطرات سفر کربلای دو سال پیشمو خوندم و عجیب تو این حال و هوای محرمی بهم چسبید. تصمیم گرفتم که به امید خدا این خاطراتو بخش بخش این جا هم بذارم ان شاءالله که بدرد بخورن.
خودمونی...ما را در سایت خودمونی دنبال میکنید
برچسب: اتوبوس,اتوبوسی به نام هوس,اتوبوس اسکانیا,اتوبوس شب,اتوبوس ارمنستان,اتوبوس به انگلیسی,اتوبوسرانی مشهد,اتوبوسرانی,اتوبوس مان,اتوبوس سربازان, نویسنده: بازدید: 78