خودمونی

متن مرتبط با «سفر عشق مرد» در سایت خودمونی نوشته شده است

سفر عشق - 9

  • نیلوبلاگ

    یکشنبه- 13/07/1393 صبح حدودای ساعت 03 رفتم حرم. اول زیارت سیدالشهدا رو کردم و بعد رفتم سمت بین xadالحرمین و حرم حضرت عباس(ع). تو صحن نشستم و جزء 11 قرآن رو خوندم. تو اتوبوسمون قرار گذاشتیم که هرکسی یک یا چند جزء رو بخونه تا ختم دسته جمعی داشته باشیم و به من جزءهای 11 و 22 رسید. نماز صبح رو به جماعت خوندم و برگشتم حسینیه. تا 09 خوابیدیم و بعد رفتیم سر صبحانه. انار هم داشتیم امروز! به مناسبت عید قربان دیشب پول جمع کردیم و صبح دو تا گوسفند قربانی کردیم. راه افتادم و مشغول خرید سوغات شدم. سریع برگشت...

    ادامه مطلب
  • سفر عشق - 10 (قسمت پایانی)

  • نیلوبلاگ

    دوشنبه- 14/07/1393 شب آخره... حسین همه اصحاب رو جمع کرد؛ بیعت را برداشت. گفت بروید که فقط مرا میxadخواهند. چراغxadها خاموش شدند و دلxadها روشن. عباس طوفانی سخن گفت و با ماندنش به زنان و کودکان اطمینان قلب داد. همانطور که فردا جلوی شمر ایستاد وقتی برای او و برادرانش امانxadنامه آورد. شب آخر، شب قرآن و نماز است؛ آخرین شب حسین و یارانش در این دنیای فانی... نماز صبح را در حرم امام حسین(ع) خوندم و بعدشم زیارت عاشورا و زیارت مطلقه حضرت رو نیوشیدم. راهی حرم علمدار شدم. وعده داشتیم با بچه xadها. حاج آقا...

    ادامه مطلب
  • سفر عشق - 6

  • نیلوبلاگ

    پنجxadشنبه - 10/07/1393 صبح ساعت 05 و بعد از خواندن نماز راهxadپیمایی خودمون رو شروع کردیم. توی راه با بصیر و سینا زیارت عاشورا و دعای عهد خوندیم. صبحانه رو هم لب جاده حدود تیرک 820 خوردیم. بیسکوییت با عسل! راه افتادیم و تقریبا هر 50 تا تیرک که رد میxadکردیم لب جاده واسه استراحت میxadشستیم. فاصله هر تیرک تا تیرک بعدی 50 متر هستش و تقریبا هر 100 تیرک که 5 کیلومتر میشه رو تو یک ساعت تا یک ساعت رو ربع طی میxadکنیم. توی راه هم آب و خرما و شیرینی به دستمون میxadرسید. توسط مردم عراق و به عنوان تبرک و ...

    ادامه مطلب
  • سفر عشق - 2

  • نیلوبلاگ

    دوشنبه- 07/07/1393 03 بامداد رسیدیم نجف و دم حسینیه امام حسن مجتبی(ع). هرچی چشم گردوندم حرمو ندیدم. رفتیم تو حسینیه و مستقر شدیم. شام دیشب رو حدودای 03:30 خوردیم! سیب xadزمینی و پیاز و نون و نوشابه. حدودای 04 با تعدادی از بچهxad ها به همراه حاجxad آقا علوی راه افتادیم سمت حرم امیرالمومنین... از مسیری که حدودا 15-20 دقیقه پیاده باید رفت... آتش نسوزد پیکرم چون غلام حیدرم هرچه جلوتر میxadرفتیم، دلxadها بیتابxad تر میxadشد، چشمxadها به دنبال حرم میxadگشت ولی اثری نبود... بعد دوبار تفتیش بدنی دیگه رس...

    ادامه مطلب
  • سفر عشق - 3

  • نیلوبلاگ

    ساعت 16 بود که راه افتادیم سمت مسجد کوفه... کوفه... شروع کارمون با میثم تمار بود. خرما فروشی که بر کوس رسوایی ابنxad زیاد کوبید و بر دار رفت... از جلوی خانهxad ی حضرت رد شدیم و از باب xadالثعبان وارد مسجد شدیم. اولین نکت هxadای که به چشم خورد، پرچمxadهای سیاه روی دیوارهای مسجد در برابر سفیدی صحن بود. پرچمxadهای سیاهی که به مناسبت مسلمیه افراشته شده xadبودند. بین مسجد کوفه و مزار میثم هم پر از دیگ بود برای پختن غذای نذری شهادت مسلم(ع). با مقام حضرت ابراهیم(ع) شروع کردیم. پدر ادیان... بعد نوبت به ...

    ادامه مطلب
  • سفر عشق - 4

  • نیلوبلاگ

    سه xadشنبه- 08/07/1393 صبح حدودای 04:20 راه افتادیم سمت حرم. به نماز جماعت نرسیدم. نماز صبح رو خوندم و رفتم یه گوشهxadای نشستم و نماز زیارت از طرف افراد مختلف خوندم و بعد از دعای عهد شروع کردم به یاد کردن عزیزان. حدود 20 دقیقهxad ای مشغول این کار بودم... واسه خودم آخرش دعا کردم که انxad شاالله آدم بشم و عاقبت بخیر. یه دور کامل تو حرم زدم. دور تا دور حرم قبور علما قرار دارد. انگار حضرت علی(ع) در وسط نشسته xadاند و شاگردان دور حضرت حلقه زده xadاند. ساعت 06دم بابxad القبله با چندتا از بچه xadها و ح...

    ادامه مطلب
  • سفر عشق - 5

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه- 09/07/1393 صبحانه نون و عسل خوردیم و وسایلمون رو جمع کردیم. حدودای 10 راه افتادیم برای حرم. یه سری هم به شبستان در حال ساخت حضرت زهرا(س) زدم. بعد رفتم حرم. برای بار آخر... امروز مصادف است با شهادت حضرت امام محمد باقر(ع). به همین مناسبت در حرم مراسم عذاداری برپا بود. خودمان هم مراسم گرفتیم. روضه xadخوانی؛ روضهxad ی وداع... انتخاب خوب روضهxad خوانمان وداع علی(ع) با زهرا(ع) بود. یادم هست در مدینه که بودم این بخش و این وداع رو چند بار مرور کردم. از مسجد تا خانه؛ علی؛ همراه حسن و حسین؛ راهی...

    ادامه مطلب